عشق رازی است مقدس برای کسانی که عاشقند
|
| ||
مرگ عشق![]() عشق ها می میرند. قلبها می پوسند. احساس ها له می شوند و غرور ها می شکند. چشمها اشک می ریزند. دست ها از غم هایی می نویسند که دل هر کس را به درد می اورد و او را به اه کشیدن وا می دارد. دستها به سوی اسمان نیلی دراز میشود و کسی را می خوانند که امید دهنده ی نا امیدان است. اینجا هر کس به دنبال خویش است. این جا هر دلی به دنبال عشقی است و عشق ها می میرند و سنگ ها به سوی شیشه ها نشانه گرفته می شوند وتیرها به سوی اهوان وحشی . و این غزل ها هستند که با فریادی در دل کوه قلب انسان را می لرزانند و عشق ها چه زود می میرند . ان وقت است که می گویند : کبوتر کشته را پراندن رسم نیست! عشق رازی است مقدس برای کسانی که عاشقند . عشق برای همیشه بی کلام می ماند اما برای کسانی که عشق نمی ورزند عشق شوخی بی رحمانه ای بیش نیست
خیا لاتی به خيالم که تو دنيا واسه تو عزيزترينم آسمونها زير پام اگه با تو رو زمينم به خيالم که تو با من يه هميشه آشنايي به خيالم که تو با من ديگه از همه جدايي من هنوزم نگرانم که تو حر فام و ندوني اين ديگه يه التماس من مي خوام بياي بموني من و تو چه بي کسيم وقتي تکيمون به باد بدوخوب زندگي من و دست گريه داده اي عزيز هم قبيله با تو از يه سرزمينم تا به فرداي دوباره با تو هم قسم ترينم بدوخوبمون يکي دست تو تو دست من بود خواهش همنفسم با تو همصدا شدن بود با تو همقصه ي دردم همصدا تر از هميشه دو تا همخونه قديمي از يه خاکيم و يه ريشه خدایا کمکم کن تا عاشقانه ترین نگاهها را در چشمانش بریزم خدایا کمکم کن تا در بعد عشق او بهترین و شیرین ترین باشم به من کمک کن تا سرودن عشق را به هنگام طلوع افتاب هر بام بر لبانش جاری سازم و راز عشق را در گوشش سر دهم خداوندا او را نگه دار که من به عشق او زنده ام |
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۶/۰۶/۱۴ ساعت 11:22 PM توسط ایدین
|
