بعضی ها ميگن :
"عشق سوء تفاهمي است كه با يك ببخشيد تمام ميشود ...
نامه ی چارلی چاپلین به دخترش :
تا وقتی قلب عریان کسی را ندیدی بدن عریان خودت را نشان نده.
هیچ وقت چشمانت را برای کسی که معنی نگاهت را نمی فهمد گریان مکن
***********************************
گناهم را نميدانم، تقاصم را سبکتر کن، مرا اين گونه آزردن،
خدا را خوش نميآيد،
مرا از غم رهايم کن.
جوابي ده مرا يارا که اين سان بودن و مردن، خدا را خوش نميآيد،
بگو جانا گناهم چيست که اينگونه سزاوارم؟ که هر شب خون دل خوردن خدا را خوش نميآيد،
دلي پر درد و آه دارم، که آن را زير پا بردن خدا را خوش نميآيد...
بازار سياه رفتم براي خريدن عشق ولي در ابتداي ورودم روي کاغذي خواندم:
در غرفه هوس بازان عشق را به حراج گذاشته اند به قيمت نابودي پاک بازان...
يک قطره اشک مى اندازم تو دريا - تا زمانى كه پيداش كنى دوستت دارم. اگه پيدا كردي اون وقت تو رو فراموش مي كنم .
به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ، به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد .
تو هستی باور من-تو یار و یاور من- تو هستی عشق من-رفیق آخر من- تو هستی شور هستی-رفیق خوب مستی-تو هستی کعبه ی عشق-مثل خدا پرستی
سفری غریب داشتم توی چشمای قشنگت،سفری که بر نگشتم .غرق شدم توی نگاهت، دل ساده ی ساده کوله بار سفرم بود،چشم تو مثل یه سایه همجا همسفرم بود،
من همون لحظه اول آخر راهو میدیدم،تپش عشقو تو رگهام عاشقانه می چشیدم .
خانه هاي جدول زندگیم را دستان مهربانت يک به يک پر کردی و رمز جدول چنين بود:
"
دوستم بدار گلم .عاشق و مجنونت شدم
."
نخونده مهمونت شدم. کلي پریشونت شدم. شمع تو شمدونت شدم .خاک تو گلدونت شدم . خادم دربونت شدم . عمري غزل خونت شدم . شاعر ارزونت شدم. اما يه جوري مجنونت شدم.
مي خواهم برايت مرهمي باشم هر چند که خودم مرهمی ندارم! ...
براي آن نگاه خسته اي که مي دانم ،... اميدش به لبخندي ست ! مي خواهم برايت لبخند باشم ! ... براي آن دلي که از اميد ، خالي ست ! مي خواهم دست هايت را در دست هاي آسمان بگذارم ... تا باور کني آسمان هم ، براي تو آغوش مي گشايد !
من تو را مرهمي خواهم بود ، گرچه ... دلــــــــــي دارم ... که نيازمند يک مرهم است ! 
صبر کن عشق زمین گیر شود ...
صبر کن عشق زمین گیر شود تا دل ازدیدن تو سیر شود. می روی ای کبوتر به کجا؟ قدر دگر صبر بکن آسمان پای پرت پیر شود . نازنینم تو اگر گریه کنی بغض من نیز می شکند خنده کن عشق زمین گیر شود بعد یک نفر حسرت لبخند تو را میدارد. صبر کن گریه به زنجیر شود .
خواب دیدی شبی از راه سوارت آمد باش ای نازنین خواب تو تعبیر شود ... ، عمر صرف کسی کن که دلش جان تو باشد ، امروز کسی محرم اسرار کسی نیست ، ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست .
ميدوني فرق تو با عشق زندگي و گل چيه ؟
عشق يك كلمه هست ولي تو معني ان هستي ،
زندگي يك اجبار هست ولي تو دليل آن هستي ،
گل يك گياه هست ولي تو عطر آن هستي
روزی کنار ساحلی ارام پسر نگاهي به دختر کرد و گفت حالا که کنار ساحل هستيم بيا يه آرزوي قشنگ بکنيم دختر با بي ميلي قبول کرد
پسر چشماشو بست و گفت کاشکي تا آخر دنيا عاشق هم بمونيم ...کاشکی تا اخر عمر با هم باشیم ..
بعد به دختر گفت حالا تو آرزوتو بگو دختر چشماشو بست و خيلي بي تفاوت گفت:
کاشکي همين الان دنيا تموم بشه ...
وقتي چشماشو باز کرد پسر رو نديد فقط چند تا حباب رو آب ديد
اگر روزي فهميدم که دوستم نداري گريه نمي کنم
بلکه آرزو مي کنم که روزي عاشق کسي بشي که دوستت نداشته باشد
تا بفهمی چه سخت است که عاشق کسی باشی که حتی دوستت هم ندارد ولی باز تو عاشقانه و با دلی شکسته به او عشق
می ورزی
گناهم را نميدانم، تقاصم را سبکتر کن، مرا اين گونه آزردن،
خدا را خوش نميآيد،
مرا از غم رهايم کن، جوابي ده مرا يارا که اين سان بودن و مردن،
خدا را خوش نميآيد،
بگو جانا گناهم چيست که اينگونه سزاوارم؟ که هر شب خون دل خوردن خدا را خوش نميآيد،
دلي پر درد و آه دارم، که آن را غرور من بها دار .زير پا بردن
خدا را خوش نميآيد...
کوهها اعتبار خویش را مدیون تیشه ی فرهادند کوهی که در آن عشق نگذرد شایسته ی عبور نیست
همه ی شاعران نوازنده اند آنان شیوه ی چنگ زدن بر تار دلها را می دانند.
عشق يعني با پرستو پر زدن
عشق يعني آب بر آتش زدن
عشق يعني چو احسان
يا به راه عشق يعني همچو يوسف قعر چاه
عشق يعني بيستون كندن به دست
.عشق يعني زاهد اما بت پرست
عشق يعني همچو من شيدا شدن 
تو برام تنهاتريني./تو برام قشنگتريني./ تو نگيني روي انگشتر قلبم./
كاش ميشد منو ميديدي كه برات دارم مي ميرم./
نميخوام بي تو بمونم، چون ديگه چيزي ندارم./
كاش مي شد گلهاي عشقم يه گلستاني مي ساختند./ من ميون دشت گلهام، تو بالا مثل خورشيدی، /
کاش می شدچشمهاي پاكت، ماه شبهاي دلم بود،
بذار از عشقت بسوزم./
اگر روزي خواستي بگي دوستت ندارم . آرام آرام بكو تا آهسته آهسته بميرم
معناي زنده بودن من با تو بودن است
نزديك، دور سير، گرسنه رها، اسير، دلتنگ، شاد آن لحظه اي كه بي تو سر آيد مرامباد!
مفهوم مرگ من، در راه سر افرازي تو، در كنارتو، مفهوم زندگي است
معناي عشق نيز در سرنوشت من! با تو، هميشه با تو، براي تو...
اگر خیال داری دوستم بداری هم اینک دوستم بدار اکنون که زنده ام... صبر نکن تا بمیرم...
اگر خیال داری دوستم بداری هم اینک دوستم بدار اکنون که زنده ام... صبر نکن تا بمیرم...
بدان که آنوقت هرگز صدایت به گوشم نخواهد رسید ومجبور می شوی حرف های نا گفته قلب ساده ات را در فراسوی یه مشت خاکسترسرد پنهان کنی
پس اگرذره ای عشق من در دلت جایی دارد واگر دوستم داری بگذار زنده بمانم دوستت دارم عزیزم
اگر خیال داری دوستم بداری هم اینک دوستم بدار اکنون که زنده ام... صبر نکن تا بمیرم... .......................