
بهترين مترجم کسي است که سکوت ديگران را ترجمه کنه
دوست، فردي هست که آهنگ قلبت رو مي دونه و مي تونه وقتي تو کلمات رو فراموش مي کني اونا رو واسه ات بخونه
در کلاس ادبيات معلم گفت: فعل رفت را صرف کن رفتم ..رفتي.. رفت ساکت ميشوم ميخندم ولي خنده ام تلخ ميشود استاد داد ميزند خوب بعد ادامه بده و من ميگويم: رفت... رفت... رفت رفت و دلم شکست غم رو دلم نشست رفت شاديم بمرد شور از دلم ببرد رفت ..رفت ..رفت و من ميخندم و ميگويم.. خنده تلخ من از گريه غم انگيز تر است کارم از گريه گذشته است به آن ميخندم
شمع آرزو هايم را با جرقه اشک روشن مي کنم و در اقيانوس ژرف خيال
سوار بر زورق انديشه تا فراسوي دشت آرزوها سفر مي کنم
راستي چه خوب بود اگر من هم بالهائي به سپيدي نور و به لطافت پر پروانه داشتم
در اين صورت تا آبي آسمان عشق تا سرزمين کبوتران عاشق آنجا که کينه و ريا جواز ورود ندارد چرخ مي زدم آنجا که پلاک خانه دلها عشق است
تاحالا دل تنگ کسي شدي؟ اصلا ميدوني دلتنگي چيه؟ اونم ازبدترين نوعش؟بزرگترين دلتنگي اينه که بدوني اوني که دوسش داري و کنارت هيچوقت ماله تو نميشه. اينه که بدوني يه روزي ازکسي که دوسش داري بايد جدا بشي چه بخواي چه نخواي
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۸۶/۰۹/۲۳ ساعت 1:14 PM توسط ایدین
|